دگر به جوخه آتش نمی دهند طعام

به قعر شب سفری می کنیم در تابوت

هوا بد است

تنفس شدید

جنبش کم

و بوی سوختگی بوی آتشی خاموش

و شیهه های سمندی که دور میگردد

میان پچ پچ اوراد و الوداع و امان

نشسته شهر زبان بسته باز در تب سرد

و راه بسته نماید ز رخنه تابوت