غزل شمارهٔ ۲۰۰۷

لبهای خشک، موجه عمان تشنگی است

تبخال آتشین، گل بستان تشنگی است

گر هست اثر ز حسن گلوسوز در جهان

در دودمان شمع شبستان تشنگی است

جنت بود هلاک دل داغ دیدگان

کوثر کباب سینه سوزان تشنگی است

تبخال آتشین به لب سوزناک من

چشمی بود که واله و حیران تشنگی است