شقایق

فریاد سرخ فام بهارانم

سرکش

گرمای قلب خاک

گیرانده شب چراغ پریشانم

فریاد سرخ فام بهارانم

برخاسته ز سنگ

با من مگو ز حادثه می دانم

آری که دیر نمی مانم

اما به هر بهار سرودم را