شوق

برکرده ام سر

از رخنه ای در سینه سنگ

آری بهارم من در این تنگ

تنها اگر باد

تنها اگر ابری و باران

تنها اگر خورشید بود این گل نمی رست

زین تنگنا راه رهاییدن نمی جست

ای سایه ابر

ای دامن ابر