ره آورد

مسافر ز گرد ره رسیده ام

تمام راه خفته را به پا و سر دویده ام

صلابت و شکوه کوههای دور

نگاه دشت های سبز

تلاش بالها

شکاف و رویش زمین پرورنده با من است

گل هزار باغ خنده با من است

طلوع آفتاب بر ستیغ

برای دیدن گوزنهای تیزتک