گره

با تاب آفتاب که بر پرده می سرید

و آنگاه می لمید

چون گربه روی فرش

در دشت فرش پرسه زدم زیر آفتاب

همراه قد کشیدن گلها و ساقه ها

آوازی از مزارع قالی بلند بود

آواز دختران

از جویبار زمزمه می رست تار و پود

با نغمه می گرفت هر آن ساقه نقش و رنگ