خانگی
استخوان هایی از سفره رنگارنگش
که به سوی ما پرتاب شده
باوفامان کرده است
چاپلوسانه به دور و بر پاهای کسی می پوییم
که اتو دار شلوار سفیدش هر روز
برق دارد کفشش
و به دستان پر انگشتری اوست مدام
بافته شلاقی چرمین و دسته طلا
خیز می گیریم که گاه و به او حمله کنان