در تماشاگه پاییز

برگ ریزان همه خوبی هاست

می بریم از هم پیوند قدیم

می گریزیم از هم

سبک و سوخته برگی شده ایم

در کف باد هوا چرخنده

از کران تا به کران

سبزی و سرکشی سروری نیست

وز گل یخ حتی

اثری در بغل سنگی نیست