گلدان

دلم گلدان گلهای سیاهی است

نشانده ریشه ها درپیکر من

ز خون سرخ من سیراب گشته

شکفته در بهار بی برمن

درنگی رهگذاران بنگریدش

گل شبرنگ هم بوییدنی هست

عروسان را نمی زیبد به پیکر

ولی گل هر چه باشد چیدنی هست

نهالش کنده ام از سرزمینی