آرزو

سینه سوز است هنوز

یاد خونین نبردی که گذشت

ناله ها پر شد در سینه کوه

شیهه ها گم شد در خلوت دشت

همه نامردی و نامردی و ننگ

صحنه جولانگه رزم دو همآورد نبود

زخمی خنجر خویشیم افسوس

جنگ جنگ دو جوانمرد نبود

سنگر سوخته در پشت سرم