غزل شمارهٔ ۲۰۲۱

نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست

از پرده جلوه گر نشود هر نهان که هست

هر مو زبان نکته سرایی نمی شود

تا ترک گفتگو نکند این زبان که هست

چندین هزار جامه بدل کرد هر حباب

دریای بیکران حقیقت همان که هست

باور که می کند، که ازان گنج سر به مهر

آفاق پر گهر شد و او همچنان که هست