غزل شمارهٔ ۲۰۴۳

آفاق روشن و مه تابان پدید نیست

پر شور عالمی و نمکدان پدید نیست

از مهر تا به ذره و از قطره تا محیط

چون گوی در تردد و چوگان پدید نیست

در موج خیز گل چمن آرا نهان شده است

آب از هجوم سنبل و ریحان پدید نیست

پوشیده است سبزه بیگانه باغ را

جز بوی خوش اثر ز گلستان پدید نیست