غزل شمارهٔ ۲۰۵۶

گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست

با ناقصان ستیزه نمودن کمال نیست

در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر

آتش به گرمی عرق انفعال نیست

از صلح کل، سمن به گریبان فشانده ام

پیراهنم قلمرو خار جدال نیست

چون برگ لاله سوخت زبان در دهان من

با بوسه تو چاشنی اعتدال نیست