غزل شمارهٔ ۲۰۵۸

دیوانه را ز حلقه طفلان ملال نیست

هر جا جمال هست غمی از جلال نیست

شبنم به آفتاب ز روشندلی رسید

پرواز آسمان تجرد به بال نیست

خورشید بدر کرد مه ناتمام را

از ناقصان کناره گرفتن کمال نیست

آفاق را گرفت به یک جلوه آفتاب

هر دولتی که تیز بود بی زوال نیست