غزل شمارهٔ ۲۰۶۲

تا هست اثر ز عاشق شیدا تمام نیست

ناگشته موج محو به دریا تمام نیست

تا در سرست باد تعین حباب را

پیوسته است اگر چه به دریا تمام نیست

چون شبنم گداخته در نور آفتاب

هر کس نگشته محو تماشا تمام نیست

تا همچو سوزن است به دنبال چشم تو

آویختن به دامن عیسی تمام نیست