غزل شمارهٔ ۲۰۶۳

بر کافران خدای جهان گر رحیم نیست

چون زلف را ز آتش روی تو بیم نیست

بر خاک همچو طایر یک بال می تپد

آن را که دل ز تیغ ملامت دو نیم نیست

بی آه سرد یاد نداریم سینه را

شکر خدا که خانه ما بی نسیم نیست

بی درد در سخن نبود جوهر اثر

بی قدر و قیمت است گهر تا یتیم نیست