غزل شمارهٔ ۲۰۶۶

مقبول نیست طاعت هر کس شکسته نیست

استاده را ثواب نماز نشسته نیست

چون سرو اگر چه ریشه من در ته گل است

پیوند من ز عالم بالا گسسته نیست

دایم به یک قرار بود بیقراریم

بیطاقتی سپند مرا جسته جسته نیست

با قامت دو تا نتوان خواب امن کرد

آسودگی به سایه طاق شکسته نیست