غزل شمارهٔ ۲۸۰۳
ساقیا شد عقلها هم خانه دیوانگی
کرده مالامال خون پیمانه دیوانگی
صد هزاران خانه هستی به آتش درزده
تشنگان مرد و زن مردانه دیوانگی
ما دوسر چون شانهایم ایرا همیزیبد به عشق
در سر زنجیر زلفش شانه دیوانگی
در چنین شمعی نمیبینی که از سلطان عشق
دم به دم در میرسد پروانه دیوانگی