غزل شمارهٔ ۲۰۸۴

سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت

ته جرعه اش به آه و فغان (چون) جرس گذشت

افغان که عندلیب مرا عمر در بهار

گه در شکنج دام و گهی در قفس گذشت

غافل زیاد مرگ مرا زندگی نکرد

عمرم تمام در نفس باز پس گذشت

دلجویی بهار تلافی کند مگر

از زندگانی آنچه مرا در قفس گذشت