غزل شمارهٔ ۲۰۹۳

نتوان به دستگیری اخوان ز راه یافت

یوسف به ریسمان برادر به چاه رفت

من بودم و دلی که مرا غمگسار بود

آن نیز رفته رفته به خرج نگاه رفت

رویت ز آفتاب کشید انتقام ما

گر ز آفتاب رنگ ز رخسار ماه رفت

از جوش مشتری به دلارام من رسید

بر ماه مصر آنچه ز زندان و چاه رفت