غزل شمارهٔ ۲۱۰۲

از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت

این دل رمیده را به چه تدبیر می گرفت؟

آن عهد یاد باد که آن زلف مشکبار

دیوانه مرا به دو زنجیر می گرفت

می جست از زبان ملامتگران پناه

مجنون که جای در دهن شیر می گرفت

می داد از دل آینه سامان برای تو

آهم که چشم آینه را دیر می گرفت