غزل شمارهٔ ۲۱۰۳

گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت

دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت

می داشتی گر از دل بیدار بهره ای

شب دیده ستاره به خوابت نمی گرفت

گر پیچ و تاب عشق نمی گشت مهربان

شیرازه در بغل چو کتابت نمی گرفت

در هم نمی فشرد اگر درددل ترا

مغز جهان شمیم گلابت نمی گرفت