غزل شمارهٔ ۲۱۰۶

از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت

پستان صبح خشک شد از نامکیدنت

دامان عمر دست و گریبان خاک شد

باقی است همچنان هوس بزم چیدنت

شد شیشه دل دو چشم تو از عینک و هنوز

مشتاق حسن سنگدلان است دیدنت

زینسان که پای عزم تو در خواب رفته است

بسیار مشکل است به منزل رسیدنت