غزل شمارهٔ ۲۱۱۹

جمعیت جسم از نفس پا به رکاب است

شیرازه مجموعه ما موج سراب است

جایی که بود عمر خضر نقش بر آبی

این هستی ده روزه ما در چه حساب است؟

این هستی پوچی که تو دلبسته آنی

موقوف به یک چشم زدن همچو حباب است

از قطره اشکش جگر سنگ شود داغ

هر دل که ازان حسن گلوسوز کباب است