غزل شمارهٔ ۲۱۲۱

آفاق منور ز رخ انور صبح است

این دایره را چشم و چراغ اختر صبح است

انگیختن از خواب گران مرده دلان را

فیضی است که خاص دم جان پرور صبح است

سیم و زر انجم که فلک شب همه شب جمع

سازد، همه از بهر نثار سر صبح است

روشن نفسان شهپر بی بال و پرانند

خورشید، فلک سیر به بال و پر صبح است