غزل شمارهٔ ۲۱۲۳

سرگرم تمنای تو فارغ ز گزندست

مجنون ترا دانه زنجیر سپندست

با خانه به دوشان چه کند خانه خرابی؟

ایمن بود از سیل زمینی که بلندست

آنجا که غزال تو کند سرکشی آغاز

یک حلقه ز پیچ و خم صیاد، کمندست

بی ریزش باران دل مستان نگشاید

از ابر خورد آب، دماغی که بلندست