غزل شمارهٔ ۲۱۲۸

پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است

برخاستن از جان، علم لشکر عشق است

گلگونه رخسار گهر گرد یتیمی است

خواری و غریبی پدر و مادر عشق است

گر دفتر عقل است ز جمعیت اوراق

از هر دو جهان فرد شدن دفتر عشق است

تنها نگرفته است همین روی زمین را

چون بیضه فلک در ته بال و پر عشق است