غزل شمارهٔ ۲۱۲۹

گردون صدف گوهر یکدانه عشق است

خورشید جهانتاب، نگین خانه عشق است

هم کعبه اسلام و هم آتشکده کفر

ویران شده جلوه مستانه عشق است

هر سنگ ملامت که درین دامن صحراست

رزق سر شوریده دیوانه عشق است

از مرتبه خاک به افلاک رسیدن

موقوف به یک نعره مستانه عشق است