غزل شمارهٔ ۲۱۳۲
روشندل و دلبستگی تن چه خیال است؟
خورشید و نظربازی روزن چه خیال است؟
در رشته جان تا ز تعلق گرهی هست
بیرون شدن از چشمه سوزن چه خیال است؟
چون رنگ می از درد نگردیده مصفا
از شیشه افلاک گذشتن چه خیال است؟
بی علم و عمل راه سلامت نتوان رفت
بی بال و پر از دام پریدن چه خیال است؟