غزل شمارهٔ ۲۱۴۷

آن خانه برانداز که در خانه زین است

معمار تمنای من خاک نشین است

از شوخی حسن است که آن سرو خرامان

بر روی زمین است و نه بر روی زمین است

اوراق گل از خنده بیجاست پریشان

شیرازه مجموعه دل چین جبین است

بسیار شود مرکز سرگشتگی خلق

خالی که در آن کنج دهن گوشه نشین است