غزل شمارهٔ ۲۱۵۰

مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست

از عرش گذشتن سفر مختصر اوست

عشق و محیطی است که دلها گهر اوست

نیلی رخ افلاک ز موج خطر اوست

عشق تو همایی است که دولت اثر اوست

بر هم زدن هر دو جهان بال و پر اوست

شیرینی جان چاشنی خنده ندارد

این شیوه جانسوز همین با شکر اوست