غزل شمارهٔ ۲۱۵۳
تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
خورشید هم از حلقه به گوشان خط اوست
از هاله فرو برده سر خود به گریبان
از بس که خجل ماه به دوران خط اوست
از روشنیش خیره شود دیده خورشید
شمعی که ز رخ در ته دامان خط اوست
قد می کشد از سینه عاشق الف آه
تا نشو و نما سلسله جنبان خط اوست