غزل شمارهٔ ۲۱۵۷

یارب دل خون گشته ز مژگان که جسته است؟

این قطره گرم از دل سوزان که جسته است؟

شد پله میزان ز فروغش ید بیضا

این لعل گرامی ز رگ کان که جسته است؟

در دایره نه فلک آرام ندارد

این نقطه شوخ از خط فرمان که جسته است؟

آب از نظر خیره خورشید گشاید

این پرتو از آیینه رخشان که جسته است؟