غزل شمارهٔ ۲۱۷۱

هر نخل مصیبت علم راهنمایی است

هر نوحه ازین قافله آواز درایی است

دست تو اگر نیست نگارین ز علایق

این عقده هستی گره بند قبایی است

تا در پی دنیای خسیس است دل تو

دل نیست در آغوش ترا، کاهربایی است

هر چیز ز دنیای دنی رو به تو آرد

مغرور مشو، کز پی تنبیه، قفایی است