غزل شمارهٔ ۲۲۰۸

دولت روزگار درگذرست

پرتو آفتاب دربدرست

شمع بالین این گرانخوابان

بی بقا چون ستاره سحرست

گر چه دل می برد جدا هر یک

می و مهتاب، شیر با شکرست

روی خوش، لفظ و بوی خوش معنی است

معنی از لفظ دلپذیرترست