غزل شمارهٔ ۲۲۲۲

در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است

تیغ برهنه باشد رویی که بی نقاب است

می در جبین پاکان از شرم آب گردد

رخسار شرمگین را خط پرده حجاب است

با بد گهر میامیز تا بد گهر نگردی

حکم شراب دارد آبی که در شراب است

تاج سر بزرگی است دلجویی ضعیفان

دریای پاک گوهر همکاسه حباب است