غزل شمارهٔ ۲۲۴۰

به چشم من فلک یک چشمخانه است

که انسان مردمک، نور آن یگانه است

نباشد چون سبکرو توسن عمر؟

که هر موج نفس چون تازیانه است

بود در زیر لب، جان عاشقان را

که جای رفتنی بر آستانه است

گناهان را ز خردی سهل مشمار

که خرمنهای عالم دانه دانه است