غزل شمارهٔ ۲۲۴۴

وقت ما از ساغر و مینا خوش است

وقت ساقی خوش که وقت ما خوش است

عشق می باید به هر صورت که هست

عاشقی با صورت دیبا خوش است

ناخوشیها از دل بی ذوق ماست

ذوق اگر باشد همه دنیا خوش است

مرد عشقی، خیمه بیرون زن زخود

در بهاران دامن صحرا خوش است