غزل شمارهٔ ۲۲۶۳

آیینه را سیاه کند با غبار بحث

گو آسمان مکن به من خاکسار بحث

در عالم شهود ندارد دلیل راه

حیران عشق را نکند بیقرار بحث

آخر کدام نقص ازین بیشتر بود؟

کز خجلت طرف نشود شرمسار بحث

بر ساحل افکند خس و خاشاک را محیط

از مجلس حضور بود بر کنار بحث