غزل شمارهٔ ۲۲۶۷

داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج

نبود آتش خورشید به دامان محتاج

نه ز نقص است اگر خال ندارد دهنش

نیست آن کان ملاحت به نمکدان محتاج

چشم بد دور ز رخسار عرقناک تو باد!

که مرا کرد به صد دیده حیران محتاج

حسن را شرم ز آفات نگه می دارد

نبود چهره مریم به نگهبان محتاج