غزل شمارهٔ ۲۲۷۳

دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچ

بگسل از طول امل، چون مار در بستر مپیچ

کار خود چون کوهکن با تیشه خود کن تمام

بیش ازین در انتظار تیغ چون جوهر مپیچ

دل چو روشن شد به باد نیستی ده جسم را

خط پاکی چون به دست افتاد در دفتر مپیچ

با فلک چندان مدارا کن که دل صافی شود

چون شود آیینه ات روشن، به خاکستر مپیچ