غزل شمارهٔ ۲۲۹۶

لبریز از می شفق کن ایاغ صبح

از خشکی دماغ محور بر دماغ صبح

عشقی که صادق است شام مطلبش

از خود شراب لعل برآرد ایاغ صبح

بی شست و شوی، نامه پاکان بود سفید

پرورده است در نمک خویش داغ صبح

در پرده جلوه های نهان هست فیض را

غافل مباش در دل شب از سراغ صبح