غزل شمارهٔ ۲۲۹۹

دل زنده می کند نفس جانفزای صبح

جان می شود دو مغز ز آب و هوای صبح

چون آفتاب قبله ذرات می شود

هر کس که سود روی ارادت به پای صبح

خورشید افسر زر ازین آستانه یافت

زنهار رو متاب ز دولتسرای صبح

در زیر پای سیر درآرد براق روح

عظم رمیم را نفس جانفزای صبح