غزل شمارهٔ ۲۳۳۸

بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد

از بساط خار با دامان پر گل بگذرد

جنگ دارد با توکل، بر توکل اعتماد

آن توکل دارد اینجا کز توکل بگذرد

رنگ و بو روشن ضمیران را نگردد سنگ راه

چون شود خورشید طالع شبنم از گل بگذرد

می شود باد خزان شیرازه جمعیتش

عمر هر کس در پریشانی چون سنبل بگذرد