غزل شمارهٔ ۲۳۵۹

هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد

بی توقف از جهان رنگ و بو پرواز کرد

داشت بیدردی به زندان تن آسانی مرا

زخم تیغ او در رحمت به رویم باز کرد

گر سبک سازی چو عیسی از علایق خویش را

می توان با بیضه زین بستانسرا پرواز کرد

کرد حلاجی کمان دار عبرت پنبه اش

هر تنک ظرفی که چون منصور کشف راز کرد