غزل شمارهٔ ۲۸۳۳
سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
سوی یار ما گذر کن بنگر نگار باری
نرسی به باز پران پی سایهاش همیدو
به شکارگاه غیب آ بنگر شکار باری
به نظاره و تماشا به سواحل آ و دریا
بستان ز اوج موجش در شاهوار باری
چو شکار گشت باید به کمند شاه اولی
چو برهنه گشت باید به چنین قمار باری