غزل شمارهٔ ۲۳۸۰

عمرها مشق جنون هر کس که چون مجنون نکرد

از خط دیوانی زنجیر سر بیرون نکرد

جامه سرگشتگی بر قامت من راست است

گردباد این رقصها در دامن هامون نکرد

بیغمی روی مرا بر روی آتش داشته است

باده گلرنگ رخسار مرا گلگون نکرد

عمرها با دختر رز همدم و همخانه بود

زندگانی کس به حکمت همچو افلاطون نکرد