غزل شمارهٔ ۲۸۳۹

بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی

صنما بلی ولیکن تو نشان بده کجایی

چو رها کنی بهانه بدهی نشان خانه

به سر و دو دیده آیم که تو کان کیمیایی

و اگر به حیله کوشی دغل و دغا فروشی

ز فلک ستاره دزدی ز خرد کله ربایی

شب من نشان مویت سحرم نشان رویت

قمر از فلک درافتد چو نقاب برگشایی