غزل شمارهٔ ۲۴۴۱
نقطه خال لبت خط بر سویدا می کشد
در گوشت حلقه در گوش ثریا می کشد
حسن را در عشق می جوید دل بینای ما
بوی یوسف از گریبان زلیخا می کشد
داغ سودا می زند چشمک به برگ لاله ام
ناله زنجیر، شوقم را به صحرا می کشد
چون حبابم چشم بر سر جوش صاف باده نیست
قسمت من انتظار درد مینا می کشد