غزل شمارهٔ ۲۴۴۲
منعم از دلبستگی آزار دنیا می کشد
تا گهر دارد صدف تلخی زدریا می کشد
در قیامت سر به پیش افکنده می خیزد زخاک
هر که اینجا گردن از بهر تماشا می کشد
جلوه معشوق خوشتر می نماید از کنار
موج ازان گاهی عنان از دست دریا می کشد
در دل من درد را نشو و نمای دیگرست
زنگ بر آیینه ام چون سرو بالا می کشد